لیزرها و IPL ها جهت درمان ضایعات پیگمانته و خالکوبی ها مورد استفاده قرار گرفته اند.

 

لنتیگو ساده (Lentigo Simplex) و خال ناشی از آفتاب
 

لنتیگوها، ضایعات ماکولی اپیدرم می باشند که توسط نور فرابنفش ایجاد می گردند، آنها حاوی ملانین درون کراتینوسیت ها و ملانوسیت ها می باشند.
 

ماهیت سطحی لنتیگوها امکان استفاده از چندین نوع لیزر را برای درمان آنها فراهم می نماید، از جمله لیزرهای Nd: YAG Q- Switched با فرکانس دو برابر، Q- Switched یاقوتی، الکساندرایت، Nd: YAG، پالسی 510 نانومتری، آرگون CW و CO2 یا اربیروم و سایر لیزرهای پالسی نور مرئی.

 

کراتوز سبورئیک
 

کراتوزهای سبورئیک، ضایعات خوش خیم اپیدرمی هستند که توزیع ملانین مشابه لنتیگوها دارند و دارای یک اپیدرم ضخیم و هیپرکراتوتیک می باشند. کرایوتراپی توسط نیتروژن مایع و سایر شیوه های جراحی مانند لیزر CO2 یا اربیوم جهت درمان این ضایعات مفید هستند، اما در بیمارانی که تعداد زیادی ضایعه دارند، کاربردی نمی باشند. استفاده از لیزرهای پالس سبز یا Q- Switched امکان تخریب سریع و مؤثر صدها پیگمان سطحی کراتوز سبورئیک را فراهم می نماید.
 

کک و مک (Ephelides یا Freckles)
 

کک و مک به درمان توسط لیزر Q- Switched به خوبی پاسخ می دهد. بیمارانی که در آنها بروز کک و مک زیاد است، احتمال تشکیل کک و مک در آنها با هر گونه تماس با نور خورشید وجود دارد. در یک پیگیری 24 ماهه پس از درمان توسط لیزر، 40% بیماران عود مختصری نشان دادند. با این حال، تمامی بیماران بیش از 50% بهبودی را حفظ کردند.
 

ماکول های شیر- قهوه
 

ماکول های شیر- قهوه، ضایعات هیپرملانوسیتی مسطح به رنگ قهوه ای تیره هستند و ممکن است یک یافته خوش خیم منفرد باشند با همراه با اختلالات پوستی ژنتیکی (مانند نوروفیبروماتوز) باشند. از نظر بافت شناسی، هیپرملانوز درون اپیدرم وجود دارد و ممکن است ملانوزوم های غول آسا در ملانوسیت ها و کراتینوسیت های غشای پایه وجود داشته باشند. اگرچه ماکول های شیر- قهوه، ضایعات متراکم و سطحی هستند، اما به سختی به درمان پاسخ می دهند و درمان های متعددی برای ریشه کن نمودن کامل آنها ممکن است مورد نیاز باشد.
لیزرهای Q- Switched با طول موج های 532 نانومتر یا لیزر پالسی 510 نانومتری (1995 Alster) می توانند به طور مناسب ماکول های شیر- قهوه را درمان نمایند (شکل 31-53). برداشتن سطحی اپیدرم توسط لیزر اربیوم در یک ماکول شیر- قهوه که به درمان لیزر Q- Switched مقاوم می باشد، به عنوان یک ابزار درمانی موفقیت آمیز گزارش شده است.

 

خال Spilus
 

هنگامی که ماکول ها یا پاپول های با پیگمان تیره تر (خال های ملانوسیتی ترکیبی یا در محل اتصال اپیدرم و درم) درون ماکول شیر- قهوه قرار می گیرند؛ ضایعه خال Spilus نامیده می شود. لیزرهایی که جهت ماکول های شیر- قهوه به کار می روند، برای درمان این خال نیز استفاده شده اند (Carpo و همکاران سال 1999). ضایعات تیره تر بهتر از ماکول شیر- قهوه به درمان پاسخ می دهند. برداشتن کامل خال جانکشنال یا ترکیبی برای درمان انجام می شود اما بهبودی در قسمت ضایعۀ شیر- قهوه رخ نمی دهد. موارد تبدیل خال Spilus به ملانوما در مقالات گزارش شده است. این موارد بر نیاز به ارزیابی بالینی دقیق قبل از هرگونه درمان با لیزر و ادام بررسی پس از درمان با لیزر تأکید دارند.
 

خال بکر
 

خال بکر یک هامارتوم پیگمانته غیر شایع می باشد که طی دوران بلوغ و نوجوانی تشکیل شده و عمدتاً در مردان جوان ایجاد می گردد. این خال توسط موهای زیاد و افزایش رنگدانه مشخص می گردد و معمولاً به طور یکطرفه بر روی شانه، قسمت فوقانی بازو، اسکاپولا یا تنه واقع می گردد. در این ضایعات اغلب نیاز به استفاده از لیزرهای ویژۀ پیگمان جهت درمان مو می باشد، اما میزان کاهش پیگمان متغیر است. توصیه می گردد که محل هایی بر روی پوست جهت آزمایش توسط لیزرهای مختلف ویژۀ درمان پیگمان Q- Switched و لیزر میلی ثانیه یا لامپ های جرقه ای در نظر گرفته شوند تا مشخص گردد که کدام نوع لیزر (یا ترکیب کدام انواع) بهترین گزینۀ درمانی می باشد (شکل 31-56).
اخیراً ثابت شده است که برداشتن اپیدرم و قسمت سطحی درم توسط یک لیزر اربیوم گاهی مواقع منجر به محو کامل پیگمان در یک جلسه درمان می گردد.
 

هیپرپیگمانتاسیون پس از التهاب
 

درمان هیپرپیگمانتاسیون پس از التهاب توسط لیزر غیرقابل پیش بینی و نتیجۀ آن اغلب رضایت بخش نمی باشد. بیمارانی که دچار هیپرپیگمانتاسیون ناشی از تروما باشند با احتمال بیشتری به درمان توسط لیزر پاسخ می دهند اما پیگمان آنها تشدید می یابد. بنابراین استفاده از محل های تست (Pach Test) پیش از درمان یک ناحیه وسیع، توصیه می گردد.
 

هیپرپیگمانتاسیون پس از اسکلروتراپی
 

افزایش رنگدانه های پوستی معمولاً به دنبال اسکلروتراپی وریدهای واریسی ایجاد می گردد. پیگمانتاسیون به احتمال بسیار مطرح کنندۀ رسوب هموسیدرین می باشد که ثانویه به تراوش نمودن گلبول های قرمز خون از اندوتلیوم آسیب دیده می باشد (Goldmen و همکارانش، 1987). هموسیدیرین یک طیف جذبی دارد که حداکثر (قلۀ آن در 415- 410 نانومتر می باشد که پس از یک منحنی یه تدریج شیب دار در مابقی طیف قابل مشاهده وجود دارد. چندین نوع لیزر Q- Switched یا پالسی گزارش شده اند که منجر به بهبود پیگمانتاسیون هموسیدرین می گردند (1987، Goldmen؛ Sanchez و همکاران، 1981).
 

ملاسما
 

ملاسما یک هیپرملانوز اکتسابی صورت به رنگ قهوه ای روشن تا تیره و معمولاً متقارن است. با چندین عامل اتیولوژیک همراه است (حاملگی، نژاد و بیماری های غدد درون ریز) و به نظر می رسد که یکی از علل تشدید آن، مواجهه با نور آفتاب باشد. اگرچه نتایج درمان آن توسط لیزر Q- Switched معمولاً در ابتدا امیدوارکننده است، اما پیگمانتاسیون مجدد به طور مکرر ایجاد می گردد.

 

محو شدن تقریبی ملاسما پس از 4 جلسه درمان
 

تلاش هایی جهت تخریب نمودن ملانوسیت های غیرطبیعی توسط لیزر Erbium: YAG یا لیزر CO2 صورت گرفته است. این شیوه بطور مؤثر سبب بهبود ملاسما می گردد، هر چند تقریباً تظاهر عمومی هیپرپیگمانتاسیون گذرای پس از التهاب وجود دارد که ضرورت مداخلۀ فوری و طولانی مدت را ایجاب می نماید. درمان ترکیبی توسط یک لیزر پالسی CO2 و به دنبال آن لیزر Q- Switched الکساندرایت (QSAL) جهت از بین بردن ملانین درمی به صورت انتخابی مورد آزمایش قرار گرفته است. ترکیب لیزر پالسی CO2 و QSAL نتایج بهتری نسبت به لیزر CO2 یا QSAL هر کدام به تنهایی نشان داده است، اما با عوارض جانبی بیشتری همراه بوده است. پیگیری درازمدت و تعداد بیشتری از موارد نیاز است تا مؤثر بودن و بی خطر بودن آن جهت ملاسمای مقاوم به درمان تعیین می گردد.
 

خال های Nevocellular
 

اگرچه درمان بسیاری از ضایعات توسط لیزر پذیرفته شده است، درمان خال های Nevocellular یک عرصۀ در حال پیشرفت است که توأم با تناقضات بسیار زیادی می باشد. همچنین باید مشخص گردد که آیا درمان توسط لیزر، خطر تغییر شکل به بدخیمی را توسط آسیب رساندن به ملانوسیت ها افزایش می دهد یا اینکه خطر بدخیمی را با کاهش بار ملانوسیتی کم می کند. به همین دلیل، درمان این خال ها توسط لیزر می بایست با احتیاط انجام گیرد.
 

خال های ملانوسیتی مادرزادی
 

درمان خال های غول آسای ملانوسیتی مادرزادی (GCMN) مشکل می باشد. به خوبی ثابت شده است که افزایش خطر تغییرات بدخیمی در میان بیماران مبتلا به این ضایعات وجود دارد، اگرچه میزان افزایش خطر در مورد هر بیمار بطور منحصر بفرد نامشخص است. همچنین می بایست مابین محدود نمودن خطر تغییر بدخیمی و کاهش بدشکل شدن این ضایعات یک تعادل برقرار گردد. برخی مواقع GCMN ها جهت برداشته شدن توسط برش های متعدد جراحی یاا متسع کننده های اسموتیک بافتی بسیار بزرگ می باشند. برداشتن سلول های خال سطحی توسط ساییدن پوست (Dermabrasion)، کورتاژ، تراشیدن یا لیزر امکان پذیر می باشند. درمان توسط لیزر CO2 با انرژی بالا، با آسیب کمتری همراه است و نتایج زیبایی قابل قبولی ایجاد می نماید. درمان توسط لیزر اربیوم را نیز می توان بکار برد زیرا آسیب حرارتی کمتری ایجاد می نماید و بهبود زخم سریع تر است. این شیوه ها، اگرچه زیبایی ظاهری را بهبود می بخشند اما تمامی خال های ملانومی را برنمی دارند. بنابراین این شیوه ها به طور کامل خطر تغییر بدخیمی را از بین نمی برند.
 

درمان خال های مادرزدی غول آسا توسط لیزر یاقوتی با پالس بلند نیز گزارش شده است. این سیستم ها امیدهایی را طی پیگیری های حداقل 8 ساله پس از درمان توسط لیزر نشان می دهند. هیچگونه شواهدی مبنی بر تغییر بدخیمی در نواحی درمان شده وجود نداشته است. با این حال هر چقدر پهنای پالس لیزر ساطع شده بلندتر باشد می تواند منجر به آسیب حرارتی کلاژن اطراف گردد و حاصل آن تشکیل اسکار می باشد. این وضعیت مخصوصاً در مورد ضایعات تیره تر و ضخیم تر با یک جزء درمی عمقی صدق می نماید که اغلب جزو مواردی هستند که برد اشتن آنها بسیار مطلوب می باشد. درمان ترکیبی در حال بررسی می باشد که در ابتدا لیزرهای Q- Switched یا لایه بردار جهت کاهش بخش سطحی به کار برده شوند و سپس یکی از انواع لیزرهای مختص پیگمان با کارکرد ثانیه ای بکار گرفته شود.
 

خال های ملانوسیتی کوچک مادرزادی و اکتسابی
 

لیزرهای یاقوتی Q- Switched، الکساندرایت و Nd: YAG جهت درمان خال های ملانوسیتی مورد بررسی قرار گرفته اند (1995، Goldberg). اگرچه میزان محو شدن ضایعه بیش از 80% گزارش شده است. اما لیزرهای پالس کوتاه برای درمان خال ها توصیه نمی شوند زیرا میزان عود پس از درمان با این نوع لیزرها بالا می باشد. خال های ملانوسیتی اغلب دارای ملانوسیت های درهم فرورفته هستند که حاوی مقادیر قابل ملاحظه ای ملانین می باشند و بنابراین ممکن است به صورت یک مجموعه ای بزرگتر عمل نمایند تا ملانوزوم های منفرد. بنابراین اینگونه مطرح شده است که لیزرهای یاقوتی با پالس بلندتر، الکساندرایت یا دیودی با لیزرهای Q- Switched در ترکیب با لیزرهای پالس بلندتر ممکن است درمانی مؤثرتر را با میزان عودهای کمتر فراهم نمایند. تمامی سیستم های لیزری تا حدی مؤثر بوده اند. هیچگونه ضایعه ای وجود نداشته که ملانوسیت های آن از نظر بافت شاسی به طور کامل برداشته شده باشند (Duke و همکاران، 1999).
 

ضایعات پیگمانتۀ درمی
 

پیدایش لیزرهای Q- Switched، درمان ملانوسیتوز درمی را متحول نموده است. سلول دندریتی که در عمق درم یافت می شوند، به طور خاصی حساس به نور لیزر کوتاه می باشند و این امر اغلب منجر به محو کامل ضایعه بدون تغییرات بافتی ناخواسته می شوند.
 

خال Ota، خال Ito
 

خال Ota، شکلی از هامارتوم ملانوسیتی درم میباشد که به صورت تغییر رنگ آبی در ناحیه تری ژمینال تظاهر می یابد. بررسی بافت شناسی، ملانوسیت های درمی بلند را نشان می دهند که به طور گسترده ای در نیمه فوقانی درم پخش شده اند. خال Ito یک تغییر رنگ پابرجای آبی متمایل به خاکستری می باشد که ویژگی های بافت شناسی مشابه خال Ota دارد، اما معمولاً بر روی شانه یا قسمت فوقانی بازو در ناحیه ای که توسط اعصاب سوپراکلاویکولار خلفی و براکیال جلدی خارجی عصب دهی می گردد، به وجود می آید.
 

ملانوسیت های درمی که درون این ضایعات یافت می شوند حاوی ملانین می باشند و به درمان توسط لیزرهای Q- Switched یاقوتی، الکساندرایت و Nd: YAG پاسخ بسیار مناسب می دهند. 4 تا 8 جلسۀ درمانی معمولاً برای درمان این ضایعات مورد نیاز می باشد، عوارض جانبی احتمالی مانند هیپرپیگمانتاسیون پس از التهاب، هیپوپیگمانتاسیون یا زخم و عود مجدد، ناشایع می باشند. ریسک باقی ماندن اسکار فقط 1 درصد می باشد.

 

رفع کامل خال Ota پس از 5 جلسه درمان با لیزرQ-Switched الکساندرایت

 

کودک یکساله قبل و پس از 4 جلسه درمان با لیزر Q-Switched Nd:YAG
 

خال های آبی
 

خال های آبی، ضایعات ملانوسیتی خوش خیمی هستند که به طور خود به خود در بچه ها یا بالغین جوان ایجاد می گردند. ملانوسیت ها به طور عمقی درون درم واقع شده اند و رنگ آبی تیره ناشی از اثر پخش کنندگی نور Tyndall بافت های روی هم افتاده می باشد. اگرچه بدخیمی در آنها بسیار به ندرت اتفاق می افتد ولی خال های آبی بدخیم گزارش شده اند. به دلیل ماهیت خوش خیم آنها، خال های آبی معمولاً به دلایل زیبایی برداشته می شوند. ملانوسیت های عمقی درم به خوبی به درمان توسط لیزر Q- Switched پاسخ می دهند به شرط آنکه ضایعه به درون بافت زیرجلدی عمقی گسترش پیدا نکرده باشد.
 

خال دو طرفه اکتسابی ماکول های شبه ABNOMS) Ota )
 

این خال که خال فوسکوسرولئوس یا خال Hori نیز نامیده می شود یک بیماری شایع در افراد آسیایی می باشد که توسط هیپرپیگمانتاسیون آبی رنگ در نواحی گونه دو طرف مشخص می شود. برخلاف خال Ota، این نوع خال (ABNOM) یک بیماری اکتسابی است که اغلب پس از 20 سالگی ایجاد می شود و هر دو طرف صورت را درگیر نموده و هیچگونه مخاطی ندارد.
 

از نظر بافت شناسی، ملانوسیت های درمی فعال که ملانین سنتز می کنند در قسمت های پاپیلری و میانی درم پراکنده شده اند. از آنجایی که این گونه ضایعات از نظر بافت شناسی، کلی از ملانوسیتوز درمی هستند (همانند خال Ota)، لیزرهایی که ملانین را مورد هدف قرار می دهند می بایست جهت درمان آن مناسب باشند. اگرچه نتایج امکید بخش درمان خال Hori توسط لیزرهای Q- Switched یاقوتی، الکساندرایت و Nd: YAG گزارش شده است، اما پاسخ های مؤثر کمتری نسبت به درمان خال Ota داشته اند.
جلسات متعدد درمانی توسط لیزر جهت کسب بهبودی مطلوب از نظر زیبایی ضروری می باشد.
 

خالکوبی ها
 

محبوبیت خالکوبی ها در حال شکوفایی است که با 30-20 میلیون فردی که خالکوبی دارند در دنیای غرب مشخص می گردد. می توان انتظار داشت که تقاضا جهت برداشتن خالکوبی ها نیز به طور همزمان با افزایش درخواست ها، افزایش یابند. با وجود ثبت نمودن و نقش بستن نسبتاً راحت آنها، برداشتن خالکوبی ها توسط لیزر به طور بالقوه نسبت ه برداشتن جراحی یا ساییدن پوست یک شیوۀ ثابل قبول زیبایی شناختی محسوب می گردد.
 

رنگدانه های خالکوبی
 

خالکوبی ها، یک شکلی از پیگمان یا رنگدانه خارجی محسوب می گردند که معمولاً از چندین رنگ و ترکیب رنگی مختلف تشکیل شده اند. برخلاف دارها و مواد آرایشی، پیگمان های خالکوبی ها هرگز به شیوه ای کنترل شده یا تنظیم شده درنیامده است و ترکیب اصلی یک پیگمان خالکوبی مشخص اغلب به صورت یک "راز تجاری" سازندۀ آن حفظ شده است. در اغلب موارد، نه شخصی که خالکوبی می کند (هنرمند خالکوبی) و نه بیمار هیچکدام آگاهی و اطلاعی در مورد ترکیب پیگمان خالکوبی ندارند.
 

تا چند سال پیش ، اغلب مواد رنگی در پیگمان های خالکوبی از جنس نمک های فلزات سنگین معدنی و اکسیدهایی مانند آلومینیوم، تیتانیوم، کادمیوم، کروم، کبالت، مس، آهن، سرب و جیوه بود. طی سال های اخیر یک تغییر جهت از مصرف این مواد به سوی پیگمان های آلی صورت گرفته است به خصوص ترکیبات آزوچند حلقه ای (Polycyclic). این پیگمان ها کم خطرتر بوده و به خوی توسط پوست تحمل می گردند، اگرچه ممکن است سبب واکنش های آلرژیک و حساسیت به نور شوند.
 

برداشتن خالکوبی ها توسط لیزر
 

برای اینکه درمان خالکوبی توسط لیزر Q- Switched مؤثر واقع گردد، می بایست قلۀ جذبی پیگمان با طول موج انتهای لیزر یکسان گردد. رنگ های مشابه ممکن است پیگمان های مختلفی داشته باشند و پاسخ های متفاوتی به یک طول موج لیزری مشخص نشان دهند.

تتو آماتور (با جوهر) قبل و بعد از پاک شدگی کامل طی 2 جلسه درمان

 

پاک کردن تتوی حرفه ای با لیزر Q-Switched

 

ویتیلیگو (برص)
 

انواع مختلفی از لکودرم های پوسست نی با لیزرهای اکزایمر و سیستم های UVB درمان شده اند. لکودرم های پوست به صورت از دست رفتن رنگدانه پوستی به دلیل روند بیماری تعریف می گردند (مثل ویتیلیگو) یا اینکه ثانویه به یک الگوی آسیب پوست (از جمله از دست رفتن پیگمان ناشی از سوختگی ها، عمل های جراحی و به دنبال عمل های تجدید لایۀ پوست توسط لیزر) می باشند. سایر بیماری های پوستی مانند هیپوملانوز قطره ای ایدیوپاتیک (Idiopathic guttate hypomelanosis) و خطوط پوستی هیپوپیگمانته نیز توسط این تکنولوژی ها مورد ارزیابی قرار گرفته اند.

 

ویتیلیگو قبل از درمان و پس از 4 جلسه درمان با UVB با پهنای باند باریک

 

انواعی از درمان ها در تلاش برای بازگرداندان رنگدانه ها در افرادی که دچار ویتیلیگو شده اند، وجود دارد. لیزر اکزایمر 308 نانومتری نتایج امیدبخشی را در درمان ویتیلیگو نشان داده است. Spencer و همکارانش (سال 2002)، 18 بیمار مبتلا به ویتیلیگو را مورد ارزیابی قرار دادند. 23 لکه ویتیلیگو در 12 بیمار، حداقل تحت 6 جلسه درمان با لیزر اکزایمر قرار گرفتند. میزانم پاسخ 57% به ثبت رسید. 11 لکه در 6 بیمار تحت 12 جلسه درمان واقع شد و میزان پاسخ 82% ثبت شد. ابزار UVB با پهنای باند کوتاه نیز قابل استفاده می باشد. گزارشات اولیۀ بالینی حکایت از مؤثر بودن این ابزار در درمان ویتیلیگو دارند .
 

خطوط پوستی هیپوپیگمانته
 

خطوط پوستی هیپوپیگمانته (استریا) اغلب در کلینیک های پوست و زیبایی مشاهده می شوند. خطوط پوستی عروقی به راحتی توسط انواع لیزرهای عروقی و IPL ها درمان می شوند. درمان خطوط پوستی هیپوپیگمانته بسیار مشکل تر است.
Goldberg و همکارانش (Sarradet و همکارانش سال 2002) 100 بیمار مبتلا به استریاهای هیپوپیگمانته بالغ را با استفاده از لیزر پیگمانتاسیون مجدد مشاهده گردید. نتایج قابل قبول در 70% موارد مشاهده شد. ابزار UVB هدف ممکن است این از دست رفتن رنگدانه را درمان نماید. ما 50 فرد را پس از 10 جلسه درمان ارزیابی نمودیم و متوجه شدیم که بین 30 تا 40% پیگمانتاسیون مجدد دارند.